اتوبوس
۵. زنی با دامن بلند قهوهای
اتوبوس ایستاد. یه خانمی با دامن بلند قهوهای، کت مخمل قهوهای خیلی تیره، یک کلاه خز و گوشوارههای بزرگ قدیمی مرواریدی سوار شد.
شرح مجموعه:
اواسط پاییز، درست زمانی که باید هزار تا کار انجام میدادم، تصادف با ماشین اتفاق افتاد؛ تصادفی که شروع اتوبوس سواری بود.
