اتوبوس
۳. پیرمرد
پیرمردی که توی اتوبوس دیدم، مرا یاد نادر نادرپور انداخت و شعری که در وصف روزهای غربت و تنهایی سروده بود.
شرح مجموعه:
اواسط پاییز، درست زمانی که باید هزار تا کار انجام میدادم، تصادف با ماشین اتفاق افتاد؛ تصادفی که شروع اتوبوس سواری بود.
