اتوبوس
۲. مواجهه اول!
اولین باری را که سوار اتوبوس شدم خوب یادم است. مثل آدمهایی که به موزه میروند، تا تهش را برانداز کردم.
شرح مجموعه:
اواسط پاییز، درست زمانی که باید هزار تا کار انجام میدادم، تصادف با ماشین اتفاق افتاد؛ تصادفی که شروع اتوبوس سواری بود.
