شرح مجموعه:
مشهور است که موسیقی زبانی همگانی است اما الفبای این زبان برای همه آشنا نیست. گویی فقط نوازندگان و آهنگسازان این زبان را می‌فهمند و برای بقیه‌ی مردم نت‌های ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ تنها ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ اﺯ ﻧﻘﺎط ﺳﻴﺎه و ﺳﻔﯿﺪ است ﮐﻪ رﻭﯼ ﺧﻂ‌های ﻣﻮازﯼ ﭼﯿﺪه ﺷﺪه است.  ﺩاﻧﺴﺘﻦ معنای اﯾﻦ ﻧﻘﺎﻁ ﺳﯿﺎه و‬ ﺳﻔﻴﺪ تنها راه آشنایی با زبان موسیقی نیست. ﮔﻮﺵ ﺩادن هم ﻣﯽﺗﻮاند ما را به این دنیا وارد کند. در این مجموعه نگاه گذرایی خواهیم کرد به دوره‌های مختلف موسیقی از قرون وسطی تا امروز؛ ویژگی‌های کلی هر دوره را بررسی می‌کنیم و با شنیدن یکی دو اثر از هر دوره اشاره‌ای به عناصر موسیقایی آنها خواهیم کرد.
داستان موسیقی
۱۳. سبک‌های نامعین، نو-رومانتیسیسم و چند-فرهنگی

در برنامه‌ی قبل با چند مکتب مدرن آشنا شدیم. در این برنامه چند سبک و ژانر دیگر از آهنگسازان معاصر را معرفی می‌کنیم و به آثار آنها گوش می‌دهیم.

*    *    *

در قرن بیستم سبکی رواج پیدا کرد که به نامعیّن معروف شد. در سبک نامعیّن آهنگساز همه‌ی عناصر موسیقایی اثرش را از قبل مشخص نمی‌کرد و به نوازنده‌ها این اختیار را می‌داد که مثلاً ساز، ریتم، فرم و یا مدت زمان قطعه را خودشان انتخاب کنند. این کار به نوازنده‌ها این اجازه را می‌داد که برداشت آزادتری از اثر داشته باشند و هر اثر به اشکال کاملاً متفاوتی اجرا شود.  

جان کیج، آهنگساز آمریکایی، در دوره‌ای از زندگی‌اش به سبک نامعین موسیقی می‌نوشت. در یکی از اثرهای این دوره، به اسم آریا، کیج به جای نتهای موسیقی از چند شکل و علامت استفاده کرده و دست خواننده را در برداشت از این علائم باز گذاشته. با هم به قسمتی از این اثر گوش می‌دهیم.

آهنگسازهای سبک نامعیّن گاهی با کشیدن قرعه عناصر موسیقایی اثرشان را مشخص می‌کردند. مثلاً اسم نت‌ها روی کاغذ را می‌نوشتند و ‌آنها را توی کلاهی می‌ریختند و بعد با قرعه‌کشی نت‌های قطعه‌شان را انتخاب می‌کردند. 

*    *    *

یکی دیگر از سبک‌های قرن بیستم به چند-فرهنگی معروف بود. در این سبک آهنگسازها از موسیقی‌های فرهنگ‌های مختلف برای نوشتن آثارشان الهام می‌گرفتند و آنها را با هم ترکیب می‌کردند. از آهنگسازهای این سبک می‌شود به جورج کرامب،‌ کارل هوسا،‌ لچیانو بریو و برایت شنگ اشاره کرد.

برایت شنگ آهنگساز معاصر چینی است که در دوره‌ی انقلاب فرهنگی چین ‌چند سالی را در استانی در نزدیکی تبت زندگی می‌کند و موسیقی محلی آن منطقه را یاد می‌گیرد. شنگ بعدها برای ادامه‌ی تحصیل در رشته‌ی آهنگسازی به آمریکا می‌رود. در اکثر آثار شنگ رد پای فرهنگ‌های دیگر، به خصوص موسیقی چینی، پیداست. برای مثال، شنگ اپرای «آواز مجنون» را بر اساس داستان لیلی و مجنون و موسیقی محلی تبت نوشته. این اثر به نوعی شرح زندگی خود شنگ است. همان‌طور که مجنون از غم دوری لیلی سر به بیابان می‌گذارد و در فِراق او شعر می‌گوید، شنگ هم در غربت همچنان عاشق کشورش است و با الهام از موسیقی محلی چینی آهنگ می‌سازد. با هم به قسمتی از اپرای «آواز مجنون» گوش می‌دهیم.

*    *    *

در اواخر قرن بیستم خیلی از آهنگسازها آثاری نوشتند که به موسیقی دوره‌ی رومانتیک شباهت زیادی داشت. این آثار مثل دوره‌ی رومانتیک معمولا داستان یا تجربه‌ای را به تصویر می‌کشید و به بیان احساس توجه زیادی نشان می‌داد. از آهنگسازهای نو-رومانتیک می‌شود به ساموئل باربر، ند رورم،‌ جان تاور و کریستف پندرسکی اشاره کرد. با هم به اثری از پندرسکی به نام «پولیش رکوئیم» گوش می‌دهیم که به سبک نو-رومانتیک نوشته شده.

*    *    *

شنوندگان عزیز، در اینجا به پایان مجموعه‌ی «داستان موسیقی» می‌رسیم. خوشحالم که دراین برنامه با شما همراه بودم و تا مجموعه‌ای دیگر، خدانگهدار.

شرح مجموعه:
مشهور است که موسیقی زبانی همگانی است اما الفبای این زبان برای همه آشنا نیست. گویی فقط نوازندگان و آهنگسازان این زبان را می‌فهمند و برای بقیه‌ی مردم نت‌های ﻣﻮﺳﻴﻘﯽ تنها ﻣﺠﻤﻮﻋﻪﺍﯼ اﺯ ﻧﻘﺎط ﺳﻴﺎه و ﺳﻔﯿﺪ است ﮐﻪ رﻭﯼ ﺧﻂ‌های ﻣﻮازﯼ ﭼﯿﺪه ﺷﺪه است.  ﺩاﻧﺴﺘﻦ معنای اﯾﻦ ﻧﻘﺎﻁ ﺳﯿﺎه و‬ ﺳﻔﻴﺪ تنها راه آشنایی با زبان موسیقی نیست. ﮔﻮﺵ ﺩادن هم ﻣﯽﺗﻮاند ما را به این دنیا وارد کند. در این مجموعه نگاه گذرایی خواهیم کرد به دوره‌های مختلف موسیقی از قرون وسطی تا امروز؛ ویژگی‌های کلی هر دوره را بررسی می‌کنیم و با شنیدن یکی دو اثر از هر دوره اشاره‌ای به عناصر موسیقایی آنها خواهیم کرد.

نظر شما چیست؟

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *