Persian Media Production | رسانه‌ی پارسی
  • تلویزیونی
  • مستند
  • انیمیشن
  • پادکست
  • موسیقی
  • گزارش
  • گالری
  • مقاله
Persian Media Production | رسانه‌ی پارسی
  • تلویزیونی
  • مستند
  • انیمیشن
  • پادکست
  • موسیقی
  • گزارش
  • گالری
  • مقاله
  • بلاگ
  • تکثیر تفکر یک عنکبوت
تکثیر تفکر یک عنکبوت
تکثیر تفکر یک عنکبوت
6
EmailWhatsAppXFacebook
دانلود

تکثیر تفکر یک عنکبوت

تحلیل مستند «عنکبوت آمد» ساخته مازیار بهاری
نزهت بادی
۰۷ خرداد ۱۴۰۱ - ۲۸ مه ۲۰۲۲

سعید حنایی از مرداد ۱۳۷۹ تا فروردین ۱۳۸۰ در شهر مشهد ۱۶ زن کارگر جنسی را به قتل رساند و در فروردین ۱۳۸۱ اعدام شد. تاکنون سه فیلم درباره سعید حنایی و قتل‌های زنجیره‌ای او ساخته شده است که اولین آن‌ها مستند عنکبوت آمد ساخته مازیار بهاری است و بعد از آن عنکبوت ساخته‌ی ابراهیم ایرج‌زاد و عنکبوت مقدس ساخته‌ی علی عباسی. رویا کریمی مجد روزنامه‌نگاری که از ابتدای قتل‌های زنجیره‌ای پیگیر پرونده بود و در دادگاه سعید حنایی حضور داشت، گزارش مفصل و دقیقی پیرامون پرونده حنایی در مجله زنان منتشر کرد که مورد توجه مازیار بهاری قرار گرفت و جرقه ساخت مستند عنکبوت آمد زده شد و در طول کار از تحقیقات رویا کریمی مجد بهره برد. اهمیت مستند عنکبوت آمد تنها در این نیست که برای اولین بار به سراغ سعید حنایی می‌رود و با رویکردی گزارش‌وار و مستند، ما را در جریان پرونده قتل‌های زنجیره‌ای او می‌گذارد بلکه ارزش فیلم در این است که از طریق گفت‌وگو با سعید حنایی و اعضای خانواده و اطرافیانش می‌کوشد تا علت و انگیزه او برای اقدام به قتل‌ها را واکاوی کند و با تحلیل شخصیت و افکار و عقایدش، تأثیر ایدئولوژی مذهبی و حکومتی بر تصمیم و عملکرد او را نیز مورد کنکاش قرار دهد. مازیار بهاری در مستند عنکبوت آمد نشان می‌دهد که هرچند قتل‌های زنجیره‌ای زنان کارگر جنسی از دیدگاه مذهبی سعید حنایی برمی‌آید اما او نمونه‌ی پرورش‌یافته در جوامعِ حکومت‌های تمامیت‌خواه و بنیادگراست. 

فیلم از طریق عکس‌ها نشان می‌دهد که سعید حنایی پیشینه مذهبی و سابقه حضور در جبهه‌های جنگ دارد. پسرش از زبان او نقل می‌کند: 

بابام می‌گفت وقتی زن‌های خیابانی را می‌دیدم، احساس می‌کردم پایش را پشت دوست رزمنده‌ام گذاشته. در این لحظه همه شهیدان در نظرم می‌آمدند و دست برنمی‌داشتم تا این زنان را نابود کنم. 

این طرز فکر کاملا از پروپاگاندای حکومتی مایه می‌گیرد که در تمام سال‌های پس از جنگ دست به ترویج این موضوع زده که بی‌حجابی یا روابط آزاد زنان، خیانت به خون شهیدان است و با این کار اعتقادات و باورهای مذهبی مردم را علیه زنان برانگیخته است. اعتبار و حقانیتی که حکومت به دیدگاه‌های مذهبی می‌دهد و آن را برتر از دیدگاه‌ها و عقاید موجود در جامعه می‌نمایاند، باعث می‌شود عده‌ای از افراد مذهبی به خود حق دهند که در زندگی خصوصی دیگران دخالت کنند و پوشش و روابط و سبک زندگی افراد غیر از خود را تهدیدی برای جامعه ببینند. مخصوصا درباره زنان با این دیدگاه واپس‌گرا مواجه هستیم که زنانِ متفاوت از الگوی زن مسلمان و باحجاب، کانون خانواده و نهاد جامعه را به خطر می‌اندازند و مردان را به گناه و فساد می‌کشانند. 

سعید حنایی نیز زنان کارگر جنسی را مقصر و مسبب فساد و فحشا و برهم‌زننده‌ی امنیت محله و مردان و خانواده‌ها می‌داند. او درباره مردانی که طالب این زنان هستند و برای رابطه جنسی با آن‌ها پول پرداخت می‌کنند، صحبت نمی‌کند و به نقش آن‌ها در تداوم پدیده روسپیگری اهمیتی نمی‌دهد. فقط یک بار اشاره می‌کند که در ابتدا به سراغ این مردان رفته تا آن‌ها را از بین ببرد اما وقتی کتک خورده و ماشینش خسارت دیده، از آن‌ها چشم پوشیده و سراغ زنان کارگر جنسی رفته است. به این ترتیب، در فساد و فحشایی که سعید حنایی ادعای مبارزه با آن را دارد، مردان متقاضی رابطه جنسیِ خیابانی حذف می‌شوند و فاسد و گناهکار و مستوجب مجازات به حساب نمی‌آیند.

دلیل پرهیز سعید حنایی از مجازات مردان فقط این نیست که زورش به مردها نمی‌رسد. او می‌داند که اجازه کشتن مردان طالب رابطه جنسی با زنان را ندارد و از نظر قانونی و شرعی حمایتی دریافت نمی‌کند در حالی که زنان کارگر جنسی از نظر قانون و شریعت، مهدورالدم به حساب می‌آیند و ریختن خون‌شان مباح است. به همین دلیل بسیاری از کاسبان محله و یا اعضای خانواده‌اش کار سعید حنایی را تأیید می‌کنند و می‌گویند کار بدی نکرده که این زنان فاسد را کشته؛ فقط بی‌قانونی کرده است. یعنی تنها خلافی که سعید حنایی مرتکب شده، این است که بدون اجازه قانون آن را اجرا کرده وگرنه هیچ‌کس، از نظر آن‌ها، در درست  بودن کشتن زنان زناکار تردیدی ندارد. رویا کریمی مجد، روزنامه‌نگار، به‌درستی در فیلم می‌گوید که «چون روسپیگری جرم به حساب می‌آید، این زن‌ها بعد از خشونت و آزار نمی‌توانند به هیچ جایی مراجعه کنند و سعید حنایی به سراغ بی‌دفاع‌ترین افراد می‌رود.»

در فیلم می‌بینیم که خود سعید حنایی نیز با چه اعتمادبه‌نفس و دیدگاه حق‌به‌جانبی از کار خود دفاع می‌کند. او از این‌که جامعه را از زنان فاسد پاک کرده، احساس غرور و افتخار دارد. در تمام لحظات فیلم که عکس‌های منتشرشده از او در روزنامه‌ها یا تصویرش در برابر دوربین را می‌بینیم، طوری رفتار می‌کند که گویی در حال دیدن یک قهرمان هستیم. او چه زمانی که در دادگاه با قاضی سخن می‌گوید و چه زمانی که با رویا کریمی مجد گفت‌وگو می‌کند، هرگز خود را در جایگاه مجرم و محکوم نمی‌بیند. زبان بدن و میمیک‌های صورت و نحوه بیان او نشان می‌دهد تا چه حدی از درستی کار خود مطمئن است. رویا کریمی مجد نحوه ورود او به دادگاه را شبیه بازگشت حجاج از مراسم پرافتخار حج و غرور در رفتارش را ناشی از تشرف به یک مقام مذهبی بزرگ تعبیر می‌کند.

این اعتماد‌به‌نفس عجیب سعید حنایی از کجا می‌آید؟ بخش مهمی از آن از تأییدی برمی‌آید که او از خانواده و اطرافیان و جامعه می‌گیرد. مادرش می‌گوید «خواب دیدم که به من گفتند سعید به آیه‌های قرآن عمل کرده که آدم کشته.» برادرش می‌گوید «سعید آدم نکشته بلکه فساد را از بین برده.» پسرش معتقد است «کاری که بابام کرده، کار یک مرد بزرگ است و مثل حسین فهمیده خودش را فدای این ممکلت کرده.» در یکی از لحظات مهم فیلم، همسر سعید حنایی تعریف می‌کند که فکر می‌کرده بعد از این ماجرا دیگر نمی‌توانند سرشان را بالا بگیرند اما وقتی پسرش در محله می‌چرخد، همه به او می‌گویند «سرت را بالا بگیر؛ پدرت کار خوبی کرده». با چنین پشتوانه‌ای است که سعید حنایی برای خود وجهه‌ای مقدس قائل است و کارش را عمل به وظیفه شرعی‌اش می‌داند. او در پاسخ به این‌که چرا به محل پیدا کردن جنازه می‌رفته، جواب می‌دهد: 

می‌خواستم واکنش مردم را ببینم. خیلی از مردم یا مأموران تحسین می‌کردند و می‌گفتند دستش درد نکنه که دارد این‌ها را از بین می‌برد و این باعث تشویقم می‌شد.

در چند صحنه از فیلم قاضیِ روحانیِ دادگاه تلاش می‌کند تا ارتباط عمل سعید حنایی با پیشینه مذهبی و انقلابی او را رد کند و به مخاطب بباوراند که تصمیم او یک اقدام خودسرانه بوده و از سوی حکومت و قانون پذیرفته نیست. اما تلاش او ناکام می‌ماند و مخاطب بر اساس شناختی که از مواجهه نظام با زنان دارد، اقدام سعید حنایی را کاملا هم‌سو با عملکرد حکومت در زمینه امر به معروف و نهی از منکر می‌داند. وقتی حکومتی مدام نحوه پوشش، روابط و سبک زندگی مردم مخصوصا زنان را کنترل می‌کند و زنان را به بهانه پاکدامنی و نجابت تحت فشار می‌گذارد، افرادی از دل این روند سر برمی‌آورند که به خود حق هر کاری به قصد اصلاح و پاکسازی جامعه از فساد می‌دهند. 

بنابراین هرچند در ظاهر عمل سعید حنایی خودسرانه به نظر می‌رسد اما او پیش‌تر مجوز اعمالش را از حکومت گرفته است. در صحنه‌ای از فیلم، مادر سعید حنایی در دفاع از عمل او می‌گوید «من خودم که زن هستم، وقتی دخترها را پای تلفن همگانی در حال قرار گذاشتن با جوان‌ها می‌بینم، آن‌قدر خشمم بالا می‌آید که اگر از اجتماع نمی‌ترسیدم، موهای‌شان را می‌کندم و تکه‌تکه‌شان می‌کردم». نفرت و خشم مادر از زنان با سبک زندگی آزاد دقیقا در راستای همان نفرت‌پراکنی دیرینه‌ای است که متولیان حکومتی در میان جامعه رواج می‌دهند. آن‌ها با سوءاستفاده از باورهای دینی، مردم را علیه هم می‌شورانند و از گروه‌های مذهبی می‌خواهند با زنانی که به ظاهر شریعت پایبند نیستند، برخورد خشونت‌آمیز کنند. با شنیدن حرف‌های مادر به یاد پاره کردن شلوارهای جین، بریدن موهای زنان، شلاق زدن، گشتن ماشین‌های مردم، به‌هم‌ریختن مهمانی‌ها و پارتی‌ها و عروسی‌های مختلط، ماشین‌های گشت ارشاد، به زور گرفتن حیوانات خانگی از صاحبان‌شان در خیابان‌ها و رفتارهای خشن و بازدارنده دیگری می‌افتیم که پس از انقلاب در جامعه شایع شد. 

صحنه‌ای که پسر سعید حنایی به جای پدرش در خانه، صحنه جرم را بازسازی می‌کند، هولناک است. این اتفاق فقط در فیلم رخ نمی‌دهد که او جلوی دوربین چگونگی قتل را برای ما تعریف می‌کند و دست به تقلید و تکرار کارهای پدرش می‌زند. در ذهن او نیز میل و باور به دنباله‌روی و ادامه کارهای پدر وجود دارد. پسر بعد از این‌که با آرامش و خونسردی روند قتل را با تمام جزئیات نشان می‌دهد، رو به دوربین می‌ایستد و می‌گوید «کلا دو ساعت مهلت داشته تا یک مفسد فی الارض را از جامعه نیست و نابود کند». اینجاست که می‌بینیم سعید حنایی فقط یک فرد نیست که با اعدام و حذف او پرونده قتل‌های زنجیره‌ای زنان پایان بیابد. او نماینده یک تفکر افراطی خطرناک است و با پشتوانه‌ی مذهبی‌ای که از حکومت می‌گیرد، خود را مأمور اجرای حکم و قانون درباره زنان فاسد و گناه‌کار از نظر خودش می‌داند. پسر سعید حنایی خیره در دوربین و چشمان مخاطبان می‌گوید «اگر مسئولین به وضعیت این زنان رسیدگی کردند که فبها، وگرنه سعید حنایی‌های دیگری هستند.» بعد با لبخند ادامه می‌دهد: «در طول این مدت ده بیست نفر به خودم پیشنهاد دادند که راه بابا را ادامه بدهم.»

فیلم عکس‌هایی از زنان کارگر جنسی مقتول را پشت سر هم نشان‌مان می‌دهد؛ زنانی ساده و عادی که هیچ شباهتی به شمایل زنان انگ‌خورده با ننگ روسپی و فاحشه و تن‌فروش ندارند. رنجِ در چهره‌ها و اندوهِ در چشم‌های‌شان نشان می‌دهد قبل از آن‌که قربانی خشونت سعید حنایی شوند، قربانی فقر و تبعیض و بی‌عدالتی شده‌اند. فیلم در کنار روایت سعید حنایی و قتل‌های زنجیره‌ای‌اش، به سراغ مهستی زن جوان کارگر جنسی می‌رود تا مخاطب فرصت بیابد بی‌واسطه با وضعیت چنین زنانی روبرو شود. رویا کریمی مجد او را صاحب زیباترین چشم‌ها و فجیع‌ترین بدن‌ها توصیف می‌کند. در فیلم تصویر بدن پر از جراحت و زخم و آسیب او را می‌بینیم که برای نابود شدن نیازی به سعید حنایی‌ها ندارد و پیش‌تر توسط مردان نزدیک زندگی‌اش از بین رفته است. در عمر کوتاه ۱۸ ساله‌اش، بدن او فقط کالایی برای رد و بدل شدن میان مردها بوده است: از پدر به شوهر و از شوهر به مردان خیابانی. 

درست است که همه زن‌ها مسیر زندگی‌شان شبیه مهستی نخواهد بود اما با همه زنان به صورت بدن‌های بی‌صاحبی رفتار می‌شود که مردان مالک آن هستند؛ چه وقتی پدر و برادر و عمو و مردان فامیل درباره پوشش و روابط زنان غیرت می‌ورزند، چه وقتی مردان خیابان با مزاحمت و متلک و دستمالی و تجاوز، زنان را مورد خشونت قرار می‌دهند، چه وقتی که نهادهای حکومتی تحت عنوان صیانت از کرامت زن، آن‌ها را تحت کنترل و نظارت می‌گیرند و چه وقتی که مردانی همچون سعید حنایی‌ها، زنان را مسبب فساد و فحشا می‌دانند و با قتل‌ها و اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای به «پاک‌سازی» جامعه اقدام می‌کنند. تصویر ناخن‌های لاک‌زده‌ی پای زنی پر از زخم و خون‌مردگی و جراحت، به خوبی وضعیت اندوهبار زنان کارگر جنسی را در جامعه‌ای نشان می‌دهد که همواره به مردان برای ارضای میل جنسی‌شان آزادی می‌دهد اما زنان را برای تن دادن به رابطه جنسی مجازات و سنگسار می‌کند.

مازیار بهاری بارها دوربینش را در فضای عمومی شهر مشهد می‌چرخاند تا ما مسئله سعید حنایی را فراتر از فرد ببینیم و از ماجرای او در گذشته به تحلیل وضعیت امروز در مشهد برسیم که با تبدیل شدن به یک امارت اسلامی خودمختار، روز به روز عرصه برای ساکنان مشهد مخصوصا زنان دشوارتر می‌شود. امام جمعه مشهد سال‌هاست که احساسات مذهبی جامعه را علیه زنان تحریک می‌کند و با حرف‌هایش به هر کسی مجوز می‌دهد که برای مبارزه با بی‌حجابی، رقص، آواز، ورزش و روابط زنان وارد میدان شود. او اخیرا نیز آشکارا اعلام کرده است که در بحث حجاب منتظر نیروی انتظامی نمانید. درواقع ما با تربیت سیستماتیک آتش‌به‌اختیارهایی روبرو هستیم که هر کدام ظرفیت تبدیل شدن به سعید حنایی را دارند و برای خود رسالت و وظیفه اصلاح و پاکسازی جامعه را قائلند. بنابراین خطری که جامعه ایران را تهدید می‌کند، فردی مثل سعید حنایی نیست که دست به قتل‌های زنجیره‌ای می‌زند بلکه تفکری است که هزاران نفر همچون او را می‌پروراند، تکثیر می‌کند و تداوم می‌بخشد.

برچسب‌ها: ایدئولوژی، تبعیض جنسیتی، حجاب، زنان، سعید حنایی، غیرت، فیلم، مازیار بهاری، مستند، نقد فیلم.
برنامه‌هاى مرتبط:
چطور می‌شود مردان را با فمینیسم همراه کرد؟
13
چطور می‌شود مردان را با فمینیسم همراه کرد؟
زهرا باقری‌شاد
کودک بی‌صدای «قهرمان»؛ نقدی بر فیلم اصغر فرهادی
28
کودک بی‌صدای «قهرمان»؛ نقدی بر فیلم اصغر فرهادی
حامد فرمند
شب سمور یا خط قرمز؟ از بیضایی تا کیمیایی
1
شب سمور یا خط قرمز؟ از بیضایی تا کیمیایی
جلال امیری
«بادِ جن» به روایت ناصر تقوایی
6
«بادِ جن» به روایت ناصر تقوایی
پویان مقدسی

نظر شما چیست؟

لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • درباره‌ی ما
  • تماس با ما
  • شرایط استفاده
  • Privacy Policy

در خبرنامه ثبت نام کنید

Persian Media Production | رسانه‌ی پارسی
©Copyright 2026 Persian Media Production

We are using cookies to give you the best experience on our website.

You can find out more about which cookies we are using or switch them off in .

Persian Media Production | رسانه‌ی پارسی
Powered by  GDPR Cookie Compliance
Privacy Overview

This website uses cookies so that we can provide you with the best user experience possible. Cookie information is stored in your browser and performs functions such as recognising you when you return to our website and helping our team to understand which sections of the website you find most interesting and useful.

Strictly Necessary Cookies

Strictly Necessary Cookie should be enabled at all times so that we can save your preferences for cookie settings.