
خودکشی سعدا خدیرزاده، مادر زندانی
خبر دهشتناک اقدام به خودکشی سعدا خدیرزاده، زن زندانی محبوس در زندان مرکزی ارومیه که دو ماه پیش زایمان کرد، بار دیگر لزوم توجه به وضعیت زندانیان زن از دیدگاه حقوق زنان و جنسیت را یادآور شد. در این مجال کوتاه ابتدا مروری خواهم داشت بر آنچه در ماههای اخیر بر این مادر زندانی رفت. در ادامه نیز برخی از استانداردهای رفتار با زندانیان زن را برمیشمارم که مقدمهی ایجاد حساسیت بیشتر درباره حقوق زنان زندانی، به عنوان یکی از در حاشیهترین گروههای زنان است.
وضعیت سعدا خدیرزاده در دوران زندان
سعدا خدیرزاده، زن کرد ۳۲ ساله، دو فرزند خارج از زندان دارد و تقریبا تمام طول دوره بارداری خود را بدون مشخص بودن دلیل بازداشت در زندان ارومیه با وضعیت بهداشتی فاجعهبار به سر برده است. با وجود ابتلای او به بیماری کلیه، قلب و دیسک کمر و حتی اعتصاب غذای او در ماههای آخر بارداری، با اعزام او به مراکز درمانی یا آزادی به قید وثیقه مخالفت شد تا اینکه روز دوشنبه ۳۰ خرداد بدون اطلاع خانواده با عمل سزارین در بیمارستان، در حالی که تا سه ساعت قبل در زندان بود، زایمان کرد. این مادر زندانی مدت کوتاهی پس از زایمان و بدون تکمیل شدن مراحل درمان به بند زنان زندان ارومیه بازگشت.
بنا به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، در این بند چهار اتاق با مساحت کم و با ظرفیت ۳۶ تخت وجود دارد که در حال حاضر در هر اتاق دست کم ۴۰ زندانی نگهداری میشوند. این اتاقها فاقد دستگاه تهویه هستند و به دلیل اعمال محدودیتهایی که در این بند حکمفرماست، زندانیان زن حدود ۲۲ ساعت شبانه روز را در گرمای شدید تابستان در این اتاقها سپری میکنند.
بر اساس گزارش موسسه کودکان زندانیان در اسفند ۱۴۰۰، بند زنان زندانی ارومیه برای تمام زندانیان، بهویژه برای افراد آسیبپذیر، دارای معلولیت، دارای بیماریهای زمینهای، حامله و تازه زایمانکرده و همچنین برای کودکانی که همراه با مادرانشان در این بند نگهداری میشوند محیط غیربهداشتی و ناامنی است. این گزارش ذکر میکرد که در این بند حداقل ۱۰ زن حامله و شش کودک بین یک تا دو سال نگهداری میشوند. در این زندان همچنین سابقه عدم رسیدگی به زنان حامله وجود داشته است. گفته میشود در یک نمونه، درخواست یکی از زنان در آستانه زایمان آنقدر از سوی مسئولان زندان نادیده گرفته شد که این زن در راهرو بند زنان زندان مرکزی ارومیه با کمک یکی دیگر از زندانیان زن زایمان کرد.
سعدا خدیرزاده حدود هشت ماه از دوره بارداری و همچنین از زایمان تا زمانِ اقدام به خودکشیاش را در این بند به سر برده است در حالی که بنا به گزارشها از ناحیه بخیههای عمل سزارین خونریزی داشته و کودک نوزادش نیز از وضعیت جسمی نامساعدی رنج میبرده است. روز پنجشنبه ۲۷ مرداد، سعدا خدیرزاده در حالی که همبندیهایش در خواب بودند، با روسری خود را حلقآویز میکند اما یکی از همبندیهایش با اقدام بهموقع مانع مرگ او میشود. اعتراض به شدت گرفتن فشارهای امنیتی و بلاتکلیفی ادامهدار سعدا خدیرزاده در زندان به عنوان دلایل خودکشی او ذکر شده است.
سعدا خدیرزاده پس از اقدام به خودکشی به بهداری زندان منتقل میشود اما طبق آخرین اخبار منتشره با اینکه یکی از چشمان او در نتیجه اقدام به خودکشی آسیب دیده و در وضعیت روحی و جسمی نامناسبی قرار دارد، به بند منتقل شده است. در حالی که پیشتر دادگاه انقلاب مهاباد برای این زندانی کرد قرار وثیقه سه میلیارد تومانی تعیین کرده است و مبلغ وثیقه نیز از سوی خانواده تأمین شده، همچنان به دلایل نامعلومی از آزادی او جلوگیری میشود.
سازمان عفو بینالملل نیز پیشتر با انتشار بیانیهای بازداشت خانم خدیرزاده را که بدون اطلاع از دلایل بازداشت برای مدتی طولانی در بازداشت موقت به سر میبرد، مصداق بازداشت خودسرانه خوانده بود. این زندانی کرد از دسترسی به وکیل نیز محروم شد.
استانداردهای رفتار با زنان زندانیِ باردار یا دارای نوزاد
وضعیت سعدا خدیرزاده، مادر زندانی، نمونه بارزی از خشونت علیه زنان در زندان و در خطر قرار دادن جان و سلامت زندانی زن است. فراهم کردن خدمات و مراقبتهای پزشکی و بهداشتی لازم و مناسب جنسیت و توجه به نیازهای زندانیان زن با شرایط ویژه از جمله زنان حامله، تازه زایمانکرده، شیرده و همراه با نوزاد و کودک خردسال در زندان از اقدامات اصلی است که در اسناد بینالمللی راهنما به عنوان استاندارد رفتار با زندانیان زن تذکر داده میشود.
علاوه بر مراقبتهای بهداشتی و پزشکی در رابطه با این گروه ویژه از زندانیان زن، لازم است که راهنماییهای مربوط به سلامت، رژیم غذایی و آموزش لازم مربوط به سلامت فرزندشان را دریافت کنند و همچنین در دوره بارداری و شیردهی زیر نظر پزشک متخصص باشند. همچنین باید برای آنها دسترسی به غذای کافی، سر وقت، سالم و میوه و آب سالم و رایگان فراهم گردد. علاوه بر تغذیه سالم و بهداشتی، زندگی در محیط سالم و فرصت برای ورزش منظم باید برای آنها و فرزندانشان فراهم باشد.
در این رابطه لازم به تاکید است که به دلیل ساختارهای تبعیضآمیز جنسیتی و همچنین درهمتنیدگی تبعیضهای جنسیتی با مجموعه دیگری از لایههای تبعیض چون تبعیض اتنیکی و طبقه اقتصادی، احتمال زیادی وجود دارد که زنان زندانی، بهویژه زنان زندانی جرایم عمومی یا زندانیان زنی که در رابطه با اتهامات انتسابی به همسرانشان و برای اعمال فشار به آنها بازداشت میشوند، در موقعیت آسیبپذیری قرار گیرند از جمله اینکه به منابع اقتصادی کافی برای تهیه مایحتاج روزانه خود دسترسی نداشته باشند. علاوه بر این، به دلیل تابوها و انگهای اجتماعی امکان دارد این زنان پس از مواجهه با سیستم قضایی و زندانی شدن، حمایت خانواده و به تبع آن حمایت اقتصادی را از دست بدهند.
از دیگر مواردی که در رابطه با استاندارد رفتار با زندانیان زن برشمرده میشود لزوم وجود سیاستها و مقررات شفاف برای جلوگیری از بروز اشکال مختلف خشونت جنسی و جنسیتی علیه آنها، آموزش کارمندان و مدیریت زندان و افزایش آگاهی و بهبود عملکرد آنها در رابطه با حقوق زندانیان زن، است. همچنین آزاد کردن مادران زندانی زمانی که خطری از سوی آنها متوجه جامعه نیست، استفاده از مجازاتهای جایگزین زندان مانند حبس با پابند الکترونیک یا ارائه خدمات اجتماعی و پاسخگویی در شرایطی که حقوق زنان زندانی نقض شده است، از دیگر استانداردهاست. متأسفانه در حال حاضر ما با شرایطی مواجه هستیم که زندانیان زن چون سعدا خدیرزاده نه تنها قربانی خشونت نظاممند علیه زنان شدهاند بلکه از حق برخورداری از دادرسی عادلانه محروم ماندهاند و جان و سلامت خود و کودکانشان در معرض خطر قرار گرفته است.
تبعیض و خشونت جنسی و جنسیتی در رابطه با دلایل مواجهه زنان با سیستم قضایی و پلیس و در مراحل مختلف بازداشت، بازجویی، محاکمه، صدور حکم، پذیرش، زندان و حتی پس از زندان وضعیت زنان را تحت تأثیر قرار میدهد. در مجالی دیگر به موارد دیگر این شکل از تبعیض و خشونت علیه زنان و دلایل اهمیت افزایش آگاهی عمومی همراه با حساسیت جنسیتی به وضعیت این گروهِ در حاشیهی زنان بیشتر خواهم پرداخت.




