facebook pixel
شرح مجموعه:
پرسه‌ای در حوالی شعر و شاعری سرزمین کهنسال‌مان ایران؛ باشد که از رهگذر مرور بر احوال شاعران و ترنم شاعرانه‌های‌شان لحظات‌تان لبریز خیال‌انگیزترین و لطیف‌ترین کلمات موزون باشد.
پرسه

۲. ابوالحسن ورزی

ابوالحسن ورزی به سال ۱۲۹۳ شمسی در تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه، در ۱۳۱۵ شمسی از دانشكده حقوق لیسانس گرفت و در همین سال بود كه به انجمن‌‏هاى ادبى تهران راه یافت و با شعراى هم‌عصر خود آشنا گردید. 

وى هنگام تحصیل در دانشكده‏ حقوق، در دانشكده‏ معقول و منقول (الهیات و معارف اسلامى) هم به تحصیل پرداخت.

اشتغال در دادگسترى با روحیه‌‏اش سازگار نبود و به همین دلیل از این شغل استعفا داد و به تهران بازگشت. آنجا دعوت به همكارى در نخست‌وزیرى شد.  پذیرفت و در سمت بازرس نخست‌وزیر مشغول به كار شد. 

ابوالحسن ورزی
ابوالحسن ورزی (نشسته) در کنار رهی معیری و نواب صفا

ابوالحسن ورزی از همان دوران كودكى با شعر و ادب و موسیقی آشنا شد و در محضر اساتیدی مانند موسی و مرتضی نى‌داوود نواختن تار و ویولن و سه‌تار را آموخت و با ابوالحسن صبا، حسین تهرانى، روح‏‌ا‌للّه خالقى، علینقى وزیرى، غلامحسین بنان، قمرالملوك وزیرى، تاج اصفهانى و بسیارى از هنرمندان دیگر مصاحب و معاشر بود. 

ورزى شاعرى غزلسراست اما در انواع شعر فارسى نیز طبع‌‏آزمایى كرده است. وى زبان فرانسه را خوب می‌‏دانست و اشعارى نیز به این زبان سروده و آثارى را از آن ترجمه كرده است. از آثار منظوم او سخن عشق و دیوان اشعار است. سخن عشق، نخستین مجموعه غزلیات او، در سال ۱۳۵۸ منتشر گردید. 

«صداى آشنا» و «ترانه‌‏هاى درد» دو نمونه از منظومه‌‏هاى اوست که در یك كتاب در سال ۱۳۶۸ منتشر شد. 

از اوایل تأسیس رادیو، هنرمندان اشعار ابوالحسن ورزى را كم و بیش در رادیو اجرا مى‏‌کردند. اما در سال ۱۳۳۸ که به طور رسمی به رادیو رفت، شعر «مستی رویا» را به رادیو داد. همایون خرم برای آن آهنگی ساخت و غلامحسین بنان شعر را در بیات اصفهان خواند. بعدها نیز چند خواننده دیگر این شعر را در رادیو اجرا كردند: 

آمد اما در نگاهش آن نوازش‌ها نبود 
چشم خواب‌آلوده‌‏اش را مستى رویا نبود 
نقش عشق و آرزو از چهره دل شسته بود 
عكس شیدایى در آن آیینه سیما نبود 
لب همان لب بود اما بوسه‌‏اش گرمى نداشت 
دل همان دل بود اما مست و بى‌پروا نبود 
در دل بیزار من جز بیم رسوایی نداشت 
گرچه روزی همنشین جز با من رسوا نبود 
دیدم آن چشم درخشان را ولى در آن صدف 
گوهر اشكی كه من می‌خواستم پیدا نبود 
در نگاه سرد او غوغای دل خاموش بود 
برق چشمش را نشان از آتش سودا نبود

غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن (انتشارات علمی،  ۱۳۶۷) معتقد است شعر ابوالحسن ورزی به خاطر «طراوت و اصالت احساس و تازگی مضامین و صور خیال و شیوه تعبیر از کیفیت ویژه‌ای برخوردار است» و می‌گوید با اینکه «شاعری رمانتیک و سراینده اشعار غنایی است [...] شعرهای منبعث از اوضاع جامعه که روح انتقادی دارد نیز در دیوان او کم نیست [...] که نشان از همدلی و همدردی انسانی شاعر با ابناء بشر است.»

ابوالحسن ورزی در سال ۱۳۷۳ در تهران درگذشت.

شرح مجموعه:
پرسه‌ای در حوالی شعر و شاعری سرزمین کهنسال‌مان ایران؛ باشد که از رهگذر مرور بر احوال شاعران و ترنم شاعرانه‌های‌شان لحظات‌تان لبریز خیال‌انگیزترین و لطیف‌ترین کلمات موزون باشد.

یک نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

https://soundcloud.com/pmp_9/parse-2-varzi